علی ای پرتو ایمان که همه نور و صفائی چه سرایم به مدیحت که تو برتر زثنائی علی ای جوهر تقوا که به هر حسن، قرینی علی ای کعبه دلها، که زِ هر عیب، جدائی از ره مردی و رادی تو جوانمرد قرونی از پی احمد مرسل، تو بهین خلق خدائی علی ای شیر خدا، ایکه به نیروی شجاعت صفدر و صف شکن و معرکه آرای غزائی علی ای نور هدی ایکه به شبهای عبادت در خدا فانی و مستغرق دریای بقائی خانه زادی تو خدا را و یکی بنده خاصش که مقیم حرم قربت وی در دو سرائی مدد از فضل تو جویم، که مرا راهنمونی فرج از مهر تو خواهم، که مرا راهگشائی تو نگنجی به شرف ظرف زمان را و مکان را که چو تابنده قمر، بر فلک عزّ و علائی دین و دانش زتو زاید که تو سرچشمه فیضی جود و بخشش به تو پاید که تو دریای سخائی علی ای مظهر آزادگی و ذات فضیلت ایکه در ظرفِ گمان، برتر از اندیشه مائی جز خدایت نشناسد که چهئی وز چه سرشتی که تو در آینه راز ازل، جلوه نمائی تو کبیری، تو خبیری، تو فلک پایه امیری تو شهیدی تو سعیدی تو گرانمایه فتائی زِ یقین تو چه گویم؟ که تو خود عین یقینی زِ عطای تو چه بالم؟ که تو خود بحر عطائی به تو نازم که تو را بنده کریاس نشینم به تو بالم که مرا خواجه فردوس لقائی مؤمنان جمله امیرند در اقلیم دل و جان تن فدای تو علی جان که امیرالاُمرائی مو به مو مُجری احکام خدایی و رسولش سر فدای تو که در کشور دین حکمروائی جز تو کو آن که به هر شیوه بُوَد کامل و یکتا که اگر زاده جنگی، پدر صلح و صفائی جز تو کو آن که زجا برکند اشکی زِ یتیمش گر چه خود سیل خروشان به ره خصم دغائی جز تو کو آن که بُوَد عاطفه بر قاتل خویشش که گَهِ نزع، بر او دیده رحمت بگشائی جز تو کو آن که بزرگ است و بزرگی ننماید توئی آن میر که همکاسه درویش و گدائی جز تو کو آن که به بدکاره ندارد سرِ سازش که تو خود دشمن هر ظالم بی شرم و حیائی تویی آن میر که یک لحظه در ایام خلافت از پی عزل ستمکاره تأمّل ننمائی تویی آن میر که از مخزن اموال خلایق چشم نگشوده، زصرفِ دِرَمی بر حذر آئی نخوری ما حَضَر خویش و به سائل بخورانی بدهی ما حَصَل رنج و به منّت نگرائی تویی آن فرد که در سلسله زهد، فریدی تویی آن مرد که از وسوسه نفس، رهائی توشِه از مهر علی جوی «ادیبا» که چو فردا راه عقبی سپری، رهروِ بی برگ و نوائی ادیب برومند نهج البلاغه حکمت 328 ایام شهادت بانو دو عالم حضرت فاطمه اطهر(س) تسلیت باد فرمود:فرستاده تو بیانگر میزان عقل تو’ و نامه ی تو گویا ترین سخنگوی توست نهج البلاغه . حکمت 301 سلام به همه دوستان....... امیدوارم همان گونه که مولایمان امیر المومنین (ع) فرمودند برگه ها و نامه هایی که از سوی مردم شریف ایران اسلامی نوشته و به صندوق ریخته می شود و طی آن کسانی انتخاب میشوند آن افراد که فرستاده یمان به مجلس نهم هستند بهترین باشند ان شاء الله............ نزدیک ترین مردم به پیامبران’داناترین آنان است به آنچه که آورده اند. سپس این آیه را تلاوت کرد"همانا نزدیک ترین مردم به ابراهیم آنانند که پیرو او گردیدند و مومنانی که به این پیامبر خاتم پیوستند" سپس فرمود:دوست محمد(ص)کسی است که خدا را اطاعت کند هر چند پیوند خویشاوندی او دور باشد.و دشمن محمد(ص) کسی است که خدا را نا فرمانی کند هر چند خویشاوند نزدیک او باشد. نهج البلاغه.حکمت 96 پس به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن که راه و رسم او الگویی است برای الگو طلبان’و مایه فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد و محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند’و گام بر جایگاه او نهد.پیامبر (ص) از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند’و به دنیا با گوشه چشم نگریست نهج البلاغه.خطبه 160/23 کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم
آمده ام ای شاه پناهم بده باصدای استاد کریم خانی آهنگ زيباي رضا رضا(اجراي گروه سرود) میشه ضامنم بشی؟ باصدای غلامرضاصنعتگر التماس دعا اگه می خوای همین الان به زیارت امام رضا (ع)بری اینجا رو کلیک کن. همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها’هوا پرستی ’ و بدعت گذاری در احکام آسمانی است.نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است ’ و گروهی بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند’که بر خلاف دین خداست. پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد’ بر طالبان حق پوشیده نمی ماند’و اگر حق ’ از باطل جدا و خالص می گشت ’ زبان دشمنان قطع می گردید . اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می گیرند و به هم می آمیزند آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می گردد و تنها (آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند)نجات خواهند یافت. نهج البلاغه: خطبه 50 عید واقعی (در یکی از روزهای عید) فرمود: این عید کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا را نا فرمانی نکنند آن روز عید است! نهج البلاغه .حکمت ۴۲۸


تمام صحبت ما یک صدا معلم بود
به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایان
شروع نام خدابود، تا معلم بود
نگاه روشن دنیای کودکی هایم
به خشم و بوسه ی مادر ؤ یامعلم بود
خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژه
ؤ جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود
قسم به نام پیام آوران آگاهی
تمام درد بشر را دوا معلم بود
شکوه صبر وصلابت چو کوه می بارید
سه تیغ مهر ؤ سنگ بلا معلم بود
به دشتهای پر ازغنچه های پراحساس
گلی شکفته به نام وفا ،معلم بود
به هیچ زندگی و پوچ مرگ ،معنا داد
تمام بود و نبود شما معلم بود
به وقت گوش نهادن نشسته شاگردیم
در اوج خستگیش هم به پا معلم بود
هنوز پرسش بی پاسخی که می خواند
معلم عشق خدا یا خدا معلم بود؟
:ادامه مطلب:
:ادامه مطلب:




:ادامه مطلب:


:ادامه مطلب:
:ادامه مطلب:
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |







