شگفتي آفرينش انسان

اي انسان!اي آفريده راست قامت اي پديده نگاهداري شده در تاريكي هاي رحم هاي مادران’و قرار داده شده در پرده هاي تو در تو!"آغار آفرينش تو از گل و لاي بود"و سپس"در جايگاه آرامي نهاده شدي تا زماني مشخص و سرآمدي تعيين شده"و آنگاه كه در شكم مادرت حركت ميكردي ’نه دعوتي را ميتوانستي پاسخ دهي’و نه صدايي مي شنيدي

سپس تو را از قرار گاهت بيرون كردن و به خانه اي آوردند كه آن را نديده بودي وراه هاي سودش را نمي دانستي’پس چه كسي تو را در مكيدن شير’از پستان مادرت هدايت كرد؟؟؟ و به هنگام نياز جايگاه هاي طلب كردن و خواستن را به تو شناساند؟؟؟

هرگز’آن كس كه در توصيف پديده اي با شكل و اندازه و ابزار مشخص درمانده باشد’بدون ترديد از وصف پروردگارش ناتوان تر’و از شناخت خدا با حد و مرز پديده ها دورتر است.

                                       نهج البلاغه ’ بخشي از خطبه 163

                                      

هر دختري كه ام امامت نمي شود
يا مادر پيمبر رحمت نمي شود

در مجمع خلايق حق فاطمه يكي است
اين وحدت است شامل كثرت نمي شود

آنجا كه پاي كفو علي هست در ميان
هر دختري كه لايق وصلت نمي شود

از اينكه آب مهريه ات بود روشن است
هر خانه اي كه خانه رحمت نمي شود

فردا بيا كه باز قيامت بپا كني
اي بانويي كه بي تو قيامت نمي شود

با اشتياق سمت صراط آوريد رو
زهرا بدون برگ شفاعت نمي شود

اين سينه باز حال و هواي مدينه خواست
يا رب دعاي كيست اجابت نمي شود

آخر مدينه راز پس پرده داشته است
آخر مدينه يار سفر كرده داشته است

با تشکر از صاحب وبلاگ عشق به تو عشق به همه خوبیهاست که این شعر زیبا رو فرستادن